به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، آتشبس دو هفتهای میان آمریکا و ایران، سلاحها را در خاورمیانه خاموش کرده، اما اضطراب در بازارهای مالی همچنان پایدار است. پرسش اصلی این است: آیا پس از پایان این مهلت، جریان نفت از خلیج فارس از سر گرفته میشود؟ همین ابهام کافی بوده تا بسیاری از سرمایهگذاران داراییهای خود را بفروشند و به نقدینگی پناه ببرند. بر اساس نظرسنجی بانک آمریکا در مارس ۲۰۲۶، سهم نقدینگی در سبد مدیران پرتفوی بینالمللی با بیشترین سرعت از دوران پاندمی کووید-۱۹ افزایش یافته است.
اما محاسبات روزنامه هاندلزبلات آلمان نشان میدهد که این واکنش، برخلاف منطق تاریخی بازارهاست. سرمایهگذاری ضدچرخهای — خرید در اوج ترس و فروش در اوج خوشبینی، در میانگین تاریخی، بازده قابل توجهی به همراه داشته است. «وقتی توپها شلیک میکنند بخر، وقتی ویولنها مینوازند بفروش» این جمله منسوب به بانکدار آلمانی «کارل مایر فون روچیلد» یکی از قدیمیترین اصول سرمایهگذاری است که دادههای امروز آن را تأیید میکنند.
واکنش بازارها به بحران تنگه هرمز
بحران ایران چند اثر مستقیم بر بازارهای مالی گذاشته است. قیمت نفت برنت پس از اعلام محاصره تنگه هرمز به بالای ۹۰ دلار رسید و نوسانات شدیدی را تجربه کرد. شاخص VIX — معروف به «شاخص ترس» والاستریت — در اوج تنشها به بالاترین سطح از اوایل ۲۰۲۴ رسید. سهام شرکتهای انرژی، بهویژه تولیدکنندگان نفت آمریکای شمالی و شرکتهای LNG، رشد چشمگیری داشتند. طلا به عنوان دارایی امن، از مرز ۳۳۰۰ دلار عبور کرد و اوراق قرضه دولتی آمریکا و آلمان با افزایش تقاضا روبهرو شدند.
این واکنشها الگوی آشنایی را دنبال میکنند: فرار به نقدینگی و داراییهای امن در کوتاهمدت، و فرصت خرید برای سرمایهگذاران بلندمدت. بر اساس تحلیل LPL Financial، در ۲۲ رویداد ژئوپلیتیکی بزرگ از ۱۹۴۱ تا ۲۰۲۳، شاخص S&P ۵۰۰ به طور میانگین ۱۲ ماه پس از هر بحران، بازده مثبت داشته است. بازارها معمولاً سریعتر از آنچه سرمایهگذاران انتظار دارند، بازیابی میشوند.
تفاوتهای بحران هرمز
اما بحران ایران ویژگیهایی دارد که آن را از بحرانهای پیشین متمایز میکند. این بار، آمریکا به عنوان طرف نظامی مستقیم درگیر است، نه صرفاً یک ناظر دیپلماتیک. تهدید همزمان برای زنجیره تأمین انرژی چین و هند — دو اقتصاد بزرگ آسیایی — ابعاد این بحران را فراتر از یک تنش منطقهای برده است. ریسک گسترش تنش به درگیری دریایی با چین، بهویژه پس از خروج نفتکش تحریمشده چینی از تنگه هرمز، نگرانیهای جدیدی ایجاد کرده است. عدم قطعیت درباره تمدید یا شکست آتشبس نیز بازارها را در حالت انتظار نگه داشته است.
این تفاوتها به این معناست که سرمایهگذاری ضدچرخهای در این شرایط، نیازمند دقت بیشتری است. بازارها ممکن است پس از بحران بازیابی کنند، اما مسیر آن میتواند پرنوسانتر از گذشته باشد.
تحلیلگران بازار چند حوزه را برای سرمایهگذاری ضدچرخهای در این شرایط برجسته میکنند. بخش انرژی، بهویژه شرکتهای نفت و گاز آمریکای شمالی، از قیمتهای بالاتر نفت بهره میبرند، بدون اینکه در معرض ریسک مستقیم خاورمیانه باشند.
طی هفتههای اخیر سهام شرکتهای دفاعی در آمریکا و اروپا رشد قابل توجهی داشتهاند؛ شاخص دفاعی اروپا از ابتدای ۲۰۲۶ بیش از ۱۸ درصد رشد کرده است. شرکتهای حملونقل دریایی که مسیرهای جایگزین هرمز را پوشش میدهند، از افزایش تقاضا بهرهمند شدهاند. طلا و کالاهای امن نیز در صورت تداوم بیثباتی، همچنان جذاب باقی میمانند.
فرصتسازی به شرط صبوری
بحران هرمز بازارها را به دو دسته تقسیم کرده: کسانی که از ترس میفروشند و کسانی که از فرصت استفاده میکنند. دادههای تاریخی به نفع گروه دوم حرف میزنند، اما دستیابی به سود چندان هم ساده نیست.
تجربه بحرانهای پیشین نشان میدهد که بازارها معمولاً سریعتر از انتظار بازیابی میشوند. اما این بار، چند متغیر مهم معادله را پیچیدهتر کرده است. درگیری مستقیم آمریکا، فشار همزمان بر دو اقتصاد بزرگ آسیایی، و ریسک برخورد دریایی با چین، این بحران را از جنس متفاوتی میسازند. سرمایهگذارانی که تنها به الگوهای تاریخی تکیه کنند، ممکن است از این تفاوتها غافل بمانند.
در این شرایط، سرمایهگذاری ضدچرخهای نه به معنای خرید کورکورانه در اوج بحران، بلکه به معنای تمرکز بر بخشهایی است که از بیثباتی بهره میبرند — انرژی، دفاع، کشتیرانی جایگزین — و پرهیز از بخشهایی که در معرض ریسک مستقیم قرار دارند. افق زمانی بلندمدت، تنوعبخشی به سبد دارایی، و پذیرش نوسانات کوتاهمدت، سه شرط اصلی موفقیت در این استراتژی هستند.
آتشبس دو هفتهای فرصتی کوتاه برای ارزیابی است. اگر مذاکرات به نتیجه برسد و تنگه هرمز بازگشایی شود، بازارها احتمالاً با رالی قوی واکنش نشان میدهند و کسانی که در اوج ترس خریدهاند، بیشترین سود را میبرند. اگر آتشبس شکست بخورد، نوسانات تشدید میشوند —، اما حتی در این سناریو، تاریخ نشان داده که صبر و انضباط در نهایت پاداش میدهد.
کارشناسان میگویند در بازاری که توپها هنوز کاملاً خاموش نشدهاند، حکمت روچیلد (خرید در اوج ترس و فروش در اوج طمع) همچنان معتبر است. اما اجرای آن، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند اعصاب قوی، تحلیل دقیق و نگاه بلندمدت است.